Your address will show here +12 34 56 78
مقالات



 ما به بررسی رابطه بین پرخاشگری مالیاتی و بلوغ بدهی شرکتها پرداخته و شواهد قوی و محکمی ارائه می دهیم مبنی براینکه پرخاشگری مالیاتی به ساختارهای بلوغ بدهی کوتاه مربوط می باشد. نتایج بامستندسازی اینکه بدهکاران، ساختارهای بلوغ بدهی شرکت را به هنگام نشان دادن پرخاشگری مالیاتی عظیم کوتاه می سازند، به جریان نوظهور آثاری کمک می کنند که به بررسی پیامدهای پرخاشگری مالیاتی می پردازند (هانلون و سلمرود، 2009؛ دسایی و دارماپالا 2009؛ کیمت و همکارانش، 2011؛ حسن و همکارانش 2014). نتایج ما تکمیل کننده اثر حسن و همکارانش (2014) می باشد که نشان دادند بدهکاران به ریسک پرخاشگری مالیاتی در توزیع وام ارزش می دهند و به نفع نیروهای عرضه در رابطه منفی بین پرخاشگری مالیاتی و قدرت نفوذ شواهدی ارائه می دهند. همچنین با نشان دادن اینکه بدهکاران به هنگام تعیین شرایط وام به پرخاشگری مالیاتی شرکت بویژه ساختارهای بلوغ دید منفی دارند، به آثارنوشته شده درباره ساختار سرمایه وقرارداد وام کمک می کنیم. همانگونه که هارفورد، لی و زائو (2008) اعلام داشتند، بلوغ بدهی تحت تاثیر بدهکار و مدیران است، با این حال، بدون توجه به موارد دیگر، مدیران، کنترل کمتر تا بیشتر بدهکاران را ترجیح می دهند. بنابراین، مذاکرات مجدد وام و افزایش ریسک تجدید موقعیت بدهی برای موسسات پرخاشگر ناشی از داشتن بدهی بلوغ کوتاهتر، نتیجه اقدامات بدهکار بوده و با دیدگاه تاثیر پرخاشگری مالیاتی بر قرارداد وام حسن و همکارانش (2014) سازگار می باشد. در نهایت، نتایج ما باید مورد توجه حسابرسان، سیاستگذاران، سازمانهای دولتی، محققین دانشگاهی و علاقمندان به مفاهیم سیاست پرخاشگری مالیاتی شرکت باشد.

۰

مقالات

 پیش بینی دقیق عملکرد آینده شرکت برای سرمایه گذاران جهت کسب سود در معاملات اوراق بهادار مهم می باشد. یک مثال از این پیش بینی، احتمال ورشکستگی شرکت می باشد. زمانیکه شرکتها دچار ورشکستگی می شوند، احتمال بالایی وجود دارد که از بورس اوراق بهادار خارج شوند، و این نیز تاثیر قابل توجهی بر سرمایه گذاران دارد. بنابراین، در بورس اوراق بهادار شرکتهایی که در خطر بالای خروج از بورس قراردارند، بعنوان سهام تحت نظارت تلقی می شوند. شناسایی علائم ورشکستگی در مرحله اول برای سرمایه گذاران سودمند است. تحقیقات قبلی در زمینه پیش بینی ورشکستگی با استفاده از یادگیری ماشینی: تحقیقات زیادی درباره پیش بینی ورشکستگی با استفاده از شناسایی الگو یا یادگیری ماشینی اجرا شده است. درسال 1968، آلتمن به بررسی عملکرد تحلیل تشخیص خطی 22 نسبت مالی پرداخت که براساس دانش حسابداری انتخاب شده بودند و مدل پیش بینی ارائه کردند که پنج نسبت مالی را پیشنهادمی داد. از آن به بعد، مدلهای پیش بینی غیرخطی با استفاده از رگرسیون لجستیک (اولسون 1980)، شبکه های عصبی (اودوم و شادرا 1990، بردارت 201)، ماشین بردار پشتیبان (SVM) (شین، لی و کیم 2005؛ لی و سان 2009) و AdaBoost (الفالو، گارسیا، گامز و الیزوندو 2008؛ راماکریشنان، میرزایی و بکیر 2015) پیشنهاد شدند. علاوه بر الگوریتم ژنتیک (باک، لایتینین و سره 1996؛ گوردینی 2014) که معمولا در مسئله بهینه سازی استفاده می شود، استدلال مبتنی بر مورد (برایانت، 1998؛ سارتوری مازوچلی و گرگوری 2016) جهت کسب قانون تصمیم گیری برای ورشکستگی اعمال می شود. تحقیقات موجود درباره پیش بینی ورشکستگی به تعریف چندین شاخص مالی (در اغلب موارد، سه تا پنج شاخص) می پردازند که برای ارائه مدلهای پیش بینی مفید می باشند. یک مسئله بالقوه درباره روشهای موجود این است که شاخص های مالی مناسب برای شناسایی را نمی توان نادیده گرفت چون رابطه غیرخطی پیچیده ای با احتمال ورشکستگی دارند. شیراتا (1998) روشهای آماری را برای انتخاب شاخص های مالی اعمال کرده است تا از این مسئله اجتناب کند. وی از الگوریتم درخت رگرسیون و طبقه بندی (CART ) برای انتخاب چهار شاخص مالی استفاده کرد که برای پیش بینی ورشکستگی از میان 61 شاخص مالی مناسب از دیدگاه حسابداری موثر می باشند و توابع تشخیصی خطی با استفاده از این چهار متغیر را استخراج کرد. با این حال، انتخاب شاخص های مالی و ارائه مدل پیش بینی از طریق یادگیری ماشینی فرایندهای مجزایی می باشند؛ بنابراین، این مسئله وجود دارد که بهینگی دقت پیش بینی برای روش کل را نمی توان تضمین کرد.

۰

مقالات
شرکت های خارجی در جذب سرمایه گذاران و تحلیل گران در زمان صدور اوراق بهادر در ایالات متحده با موانع بسیاری مواجه هستند. ما از شرکت های چینی ثبت شده در ایالات متحده به عنوان نمونه تحقیق استفاده نمودیم و دریافتیم که استخدام مدیران ارشد (به عنوان مثال، رئیس امور اجرایی [CEO] یا رئیس امور مالی [CFO]) با تجربه کاری در ایالات متحده یا تحصیلات حاصل از ایالات متحده، سرمایه گذاران و تحلیل گران موسسات آمریکایی بیشتری را جذب میکند. علاوه بر این، ما دریافتیم که تجربیات CFO های آمریکایی باعث تحقق نتایجی شد. در تطابق با نتایج ما، ما دریافتیم که شرکت هایی با CFO های آمریکایی باتجربه به احتمال زیاد کنفرانس های تلفنی و پیش بینی های مدیریت مسائل به صورت اختیاری برگزار میکنند، که نشان میدهد که CFO با یک زمینه آمریکایی در ایجاد ارتباط با سرمایه گذاران و تحلیل گران بهتر بوده و در مقایسه با CFOهای چینی هماهنگ با قوانین آمریکا عمل میکند. در کل، نتایج ما نشان میدهد که استخدام یک CFO با یک زمینه آمریکایی میتواند با کاهش نقاط ضعف سرمایه گذاران و تحلیل گران آمریکایی باعث تسهیل شرکت های خارجی که به صورت متقابل ذکر شده اند شود.
 
۰

مقالات

سرمایه گذاران جهت تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری، به صورت های مالی و داده های اقتصادی شرکت ها اتکا می کنند. اما، شرکت های بسیاری صورت های مالی خود را دستکاری می کنند تا سرمایه بیشتری از جانب سرمایه گذاران و موسسات مالی جذب کنند، که این امر کاربردی بودن صورت های مالی را کاهش می دهد. محیط کسب و کار امروزی، بسیار وابسته به اطلاعات است و سیستم ها و فعالیت های اطلاعاتی شرکت ها، پیچیده و پویا می باشند. فنآوری برای جلوگیری از آشکار سازی تقلب همیشه در حال بروز شدن هستند. مطالعات اخیر بر آشکار سازی تقلب در صورت مالی در یک کسب و کار خاص تمرکز کرده اند، اما در یک گروه تجاری این کار را انجام نداده اند. بنابراین، توسعه روش ها برای استفاده از داده های گسترده برای شناسایی تقلب در صورت مالی در گروه های تجاری در پیشبرد آشکارسازی تقلب، از اولویت بالایی برخوردار است. این مطالعه، رویکردی برای آشکار سازی تقلب در صورت های مالی گروه های تجاری ارائه می دهد. رویکرد پیشنهادی برای کاهش زیان ها و ریسک های سرمایه گذاری و بهبود منفعت های سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران و طلبکاران، بکار می رود. اهداف این مطالعه از این مراحل حاصل می شوند: (1) طراحی یک فرآیند برای افشای تقلب در صورت های مالی گروه های تجاری (2) توسعه فنون افشای تقلب برای استفاده با چنین صورت های مالی و (3) اثبات کردن و اعتبار یابی رویکرد پیشنهادی. مقدمه: از زمان پرونده Procomp و رویداد Enron، سرمایه گذاران، دولت ها و مقامات قانون گذار شروع به تاکید بر تقلب صورت مالی صورت گرفته توسط گروه های تجاری کردند. صورت های مالی دستکاری شده می توانند باعث ضرر زیاد برای سرمایه گذاران و طلبکاران در بازارهای سرمایه ای شوند. محیط تجاری امروزی، به میزان زیادی وابسته به اطلاعات است و سیستم ها و فعالیت های شرکت ها، پیچیده و دینامیک هستند. فنآوری استفاده شده برای جلوگیری از افشای تقلب، همیشه در حال بروز شدن هستند. توسعه روش ها برای استفاده از داده های متنوع برای آشکار سازی تقلب در صورت مالی در گروه های تجاری، بنابراین از اولویت بالایی در پیشبرد افشای تقلب می باشند.

۰

مقالات

همراستا با پیش بینی های نظری ارائه شده توسط گوئل و تاکور (2008)، متوجه می شویم که CEO های دارای اعتماد به نفس زیاد، ارزش افزایی قابل توجهی برای شرکت از طریق عملکرد بازده سهام عالی و ریسک پذیری بیشتر در مقایسه با همتایان بدون اعتماد به نفس، حاصل می کنند. همچنین، ما بین صنایع نوآوری و غیرنوآوری تفاوت قائل می شویم و این شواهد را در می یابیم که برای هر نمونه فرعی، CEO های دارای اعتماد بنفس ارزش شرکتی ایجاد می کنند. این نتایج را حتی هنگامی که CEO های موسس را هنگامی که ارزش افزایی می کنند و تصمیمات سیاستی شرکتی مشابه با CEO های دارای اعتماد به نفس می گیرند، مشاهده می کنیم. در آخر، همسو با پیش بینی های گوئل و تاکور (2008)، متوجه می شویم که CEO های دارای اعتماد به نفس، کمتر استخدام می شوند، ریسک کمتری می پذیرند و ارزش افزایی کمتری پیدا کردند وقتی که قانون ساربانز-اوکسیلی در سال 2002 اجرا شد و این باعث تحمیل جریمه های سخت گیرانه برای افشای اطلاعات کیفیت پایین توسط شرکت ها، تحمیل کرد. این یافته، دلالت های قابل توجهی برای مطالعه تجربی دارد زیرا این مقاله شواهدی از تاثیر مهم قانون ساربانز-اوکسی بر رابطه بین CEO دارای اعتماد زیاد و سیاست های شرکت دارد. مقدمه و پیشینه: گوئل و تاکور (2008) و گراویس و همکاران (2011)، از مدل های نظری استفاده می کنند و پیش بینی می کنند که اعتماد به نفس CEO می تواند ارزش شرکت را بهبود بخشد زیرا معمولاً مسئله سرمایه گذاری بسیار کم را رفع می کند. اما، گوئل و تاکور (2008) همچنین پیش بینی می کنند که قوانینی مانند قانون ساربانز-اوکسی در ایالات متحده، باعث می شود که هیئت مدیره ها، به احتمال کمتری CEO های دارای اعتماد به نفس را در مواجه با جریمه های احتمالی سخت برای افشای اطلاعات کیفیت پایین، استخدام می کنند که این باعث کاهش سرمایه گذاری شرکتی و ارزش شرکت بخاطر کم سرمایه گذاری می شود. با توجه به این پیش بینی های نظری، در این مطالعه بررسی می کنیم که آیا اعتماد به نفس CEO می تواند به شرکت ارزش افزایی کند و اینکه آیا اجرای قانون ساربانز اوکسی بر رابطه بین اعتماد به نفس CEO و ارزش شرکتی، داشت.

۰

مقالات

ما ارتباط بین کیفیت کارکنان و پیامدهای گزارشگری مالی را بررسی می کنیم. با استفاده از سطح میانگین تحصیلات نیروی کار در MSA (ها)، جایی که شرکت به عنوان یک نماینده برای کیفیت کارکنان فعالیت می کند، متوجه می شویم که شرکت های دارای نیروی کار کیفیت بالا، کیفیت اقلام تعهدی بیشتر، نقض کنترل داخلی کمتر و بیان مجدد کمتر، از خود نشان می دهد. همچنین این شرکت ها، پیش بینی های مدیریت عالی از نظر فراوانی، بموقع بودن، دقت، صحت و سوگیری، صادر می کنند. شواهد ما بیان می کنند که کیفیت کارکنان، بخصوص در دفاتر مرکزی یک شرکت با کیفیت افشای اجباری و همچنین داوطلبانه، ارتباط دارد. مقدمه: بعد از یک سری رسوایی های حسابداری در اوایل دهه 2000 (برای مثال، انرون و WorldCom)، شرکت کنندگان در بازار سرمایه، این سوال به ذهنشان آمد که چگونه حسابرسان و ناظران نتوانستند تقلب در گزارش را شناسایی کنند. اما، در یک ارزیابی جامع از موارد تقلب از سال 1996 تا 2004، دایک و همکاران (2010) در یافتند که کارکنان یک شرکت، بیشتر از (17% از مواقع) نسبت به حسابرسان (10%) و بخش امور مالی شرکتی بورس و کمیسیون (7%)، تقلب را شناسایی و آشکار می کنند. با توجه به اینکه کارکنان، انضباط عطف به گذشته از گزارشگری مالی را با کمک به افشای تقلب بعد از رخداد آن، فراهم می کنند، پرسشی که بطور طبیعی به ذهن می آید این است که آیا کارکنان قادر به تحمیل انضباط براساس پیش بینی را بر گزارشگری مالی تحمیل کنند قبل از اینکه تخلفی رخ دهد یا خیر؟ ما بررسی کردیم که آیا کیفیت نیروی کار یک شرکت با کیفیت گزارشگری مالی ارتباط دارد یا خیر. به دو صورت کیفیت نیروی کار یک شرکت را به عنوان یک نماینده یا پراکسی در نظر گرفتیم: (1) میانگین سطح تحصیلات نیروی کار در «ناحیه آماری کلانشهر» (MSA) جایی که دفتر مرکزی شرکت در آن واقع شده و (2) سطح تحصیلات میانگین نیروی کار در همه MSA های ذکر شده در بایگانی Form 10-K شرکت. با استفاده از این معیارها، دو پرسش پژوهشی گسترده را بررسی می کنیم. اول اینکه، آیا کارکنان بسیار تحصیل کرده با بهبود کیفیت افشای اجباری ارتباط دارند یا خیر؟ دوم اینکه، آیا کارکنان بسیار تحصیل کرده با بهبود کیفیت افشای اختیاری ارتباط دارند؟

۰

مقالات

مورد آموزشی حاضر بدین منظور طراحی شده است که بررسی شود در گزینش های حسابداری و بویژه در کارهای حداقل سازی مالیات، استراتژی های کلی و جایگاه شرکت درون چندین گروه از سهامداران باید چگونه در نظر گرفته شود. استارباکس (Starbucks) در توسعه فروشگاهها و حضور در بریتانیا (UK) موفق بوده است و به سرمایه گذارانش توضیح داده که هدفش در بازارهای بین المللی مبنا قرار دادن رشد سودآور در کار بوده است. با این حال، در طی 15 سال کارش در بریتانیا، این شرکت فقط یکبار مالیات بردرآمد شرکت را به بریتانیا پرداخت کرده است. استارباکس بریتانیا با استفاده از ترکیبی از کارهای قانونی پرهیز از مالیات (مثل قیمت های انتقال، پرداخت های سلطنتی، هزینه بهره) توانسته است به طور موثری درآمد مشمول مالیات خود را به شعبه های دیگر استارباکس انتقال دهد تا در آنها با نرخ پایین تری مالیات بندی شود. در سال 2012 به دلیل عدم پرداخت مالیات بر درآمد شرکت بریتانیایی، استارباکس در بریتانیا با خشم زیاد روابط عمومی مواجه شد. با اینکه استارباکس از کارهایی برای پرهیز مالیات استفاده می کرد که در میان شرکت های چندملیتی متداول بود، اما در جوامعی که کار می کرد با تعهد نسبت به مسئولیت اجتماعی و شهروند خوب بودن بسیار معروف بود. از بین جنبه های دیگر، این این شهرت ناشی از پرداخت به موقع دستمزدها به کارکنان و پرداخت قیمت های منصفانه به قهوه کاران در کشورهای در حال توسعه بود. بنابراین منتقدانش به راحتی توانستند به این امر اشاره کنند که عدم پرداخت سهم عادلانه مالیات با تصویری که استارباکس برای مصرف کننده ترسیم می کند، همخوانی ندارد. پرسش های موردی برای کمک به اندیشیدن درباره دلالت های روابط استراتژیک، قانونی، اخلاقی، و عمومی استراتژی های حداقل سازی مالیات طراحی شده است، بویژه زمانیکه شرکت ها در جوامعی که کار می کنند تصویری مبنی بر “شهروند” مسئولیت پذیر از خود ایجاد می کنند. هم چنین این پرسش ها بررسی می کنند که آیا مشخصات دیگر شرکت ها از جمله کشور “اصلی” و ماهیت کسب و کار شرکت دلالت هایی برای برداشت عمومی از استراتژی های حداقل سازی مالیات شرکت دارد یا نه.

۰

مقالات

 شیوه های افشای داوطلبانه شرکت های خانوادگی را بررسی می کنیم. شرکت های خانوادگی افق سرمایه گذاری بزرگتر و تعارض های نمایندگی کمتر بین مالکان و مدیران دارند. اما، تعارض های نمایندگی بیشتری بین سهامداران کنترل کننده و غیرکنترل کننده دارند و نگرانی های بیشتری در مورد اعتبار و آبروی خود دارند. بنابراین، این فرضیه را بیان می کنیم که ارتباط قبلاً گزارش شده بین مشوق های مبتنی بر سهام و افشاهای اختیاری برای شرکت های خانوادگی کاهش می یابد. متوجه می شویم که شرکت های خانوادگی در مقایسه با شرکت های غیرخانوادگی، به احتمال کمتر پیش بینی درآمد مدیریت فراهم می کنند هنگامی که ثروت CEO آنها (مرتبط با شرکت) بیشتر باشد. تنها به این تاثیر در شرکت های بزرگتر تاکید می کنیم که این با این یافته همخوانی دارد که شرکت های بزرگتر، تعداد مشوق های مبتنی بر سهام بیشتری نسبت به شرکت های کوچکتر دارند. علاوه برآن، نتیجه اصلی همچنان صدق خواهد کرد هنگامی که یک عضو خانواده به عنوان CEO یا در هیئت مدیره فعالیت کند. در این ادبیات، با تعمیم پژوهش ها در مورد مشوق های مبتنی بر سهام و افشای داوطلبانه مشارکت می کنیم و این پژوهش را به شرکت های خانوادگی مرتبط می کنیم و دیدگاه هایی در مورد نتایج متضاد و متناقض دیده شده در پژوهش های شرکت های خانوادگی انجام شده در قبل، بیان می کنیم. مقدمه: شرکت های خانوادگی، نقشی اساسی در اقتصاد ایفا می کنند. یک شرکت خانوادگی به صورت هرگونه شرکتی که در آن موسسان یا اولادشان سمت هایشان را در مدیریت ارشد، به عنوان اعضای هیئت مدیره، حفظ می کنند، یا از جمله بزرگترین سهامداران شرکت هستند، تعریف می شود (مجله BusinessWeek، 2003). شرکت های خانوادگی، تقریباً 33 و 46 درصد از بترتیب 500 و 1500 شرکت های شاخص استاندارد و پور (Standard and Poor (S&P)) را تشکیل می دهند و دامنه گسترده ای از صنایع را پوشش می دهند. برای مثال، دو سوم از 1500 شرکت S&P در بخش های زیر، شرکت های خانوادگی هستند: صنایع فنآوری پیشرفته (برای مثال، داروسازی و تجهیزات الکترونیک)، عمده فروشی و خرده فروشی، حمل و نقل، و چاپ و نشر. همچنین شرکت های خانوادگی، بیش از 30% شرکت های درون صنایع شدیداً نیازمند به سرمایه (شرکت های فولاد، ماشین آلات، خودروسازی، پتروشیمی و گاز طبیعی)، صنایع تحت نظارت (شرکت های بانکداری و بیمه) و صنعت تدارکات تجاری را تشکیل می دهند (چنگ، 2014). اما، درک ما از تاثیر شرکت های خانوادگی بر افشای داوطلبانه محدود است. در این مقاله، اثر افزایشی شرکت خانوادگی بر رابطه بین انگیزه های مبتنی بر سهام CEO ها و افشای داوطلبانه (پیش بینی های مدیریت) را بررسی می کنیم.

۰

مقالات

نظریه نیروی کار در مورد اختلاف حقوق بیان می کند که مدیران انگیزه هموارسازی درآمد را دارند تا یک وجهه کمتر ریسک دار از شرکت برای کارکنان نشان دهند، زیرا ریسک بیکاری کمتر ، اثر قابل پیش بینی کاهش هزینه حقوق دهی به کارکنان را دارد. اگر اینگونه باشد، مزایای UI دولتی، که نگرانی های بیکاری را رفع می کند، قطعاً انگیزه مدیران برای مبادرت به هموارسازی درآمد را کاهش می دهد. با استفاده از تغییرات سری زمانی بین ایالتی مقطعی برونزاد و درون ایالتی در مزایای UI ایالات متحده، نشان می دهیم که مزایای UI ایالتی سخاوتمندانه تر باعث هموارسازی کمتر درآمد توسط شرکت ها می شود. این اثر مزایای UI، جالب است زیرا احتمالاً یک نتیجه پیش بینی نشده از سیاست های کار سطح ایالتی است. تصور سیاست گذاران، در آزادسازی سیاست های UI، به صورت صریح با ملاحظه دلالت های گزارشگری مالی سطح شرکت در مورد تصمیماتشان (که می توانند پیامدهای بیشتری، مانند هزینه کمتر سرمایه و کیفیت گزارشگری مالی بیشتر داشته باشند) دشوار است. برای افزایش آگاهی در مورد اثر مزایای UI بر هموارسازی درآمد، نشان می دهیم که این اثر قوی تر می شود هنگامی که کارکنان با ریسک بیکاری بیشتر مواجه شوند و هنگامی که احتمال دارد شرکت بطور متناسب کارگران کم حقوق بیشتری، که مزایای UI را بسیار مفید می یابند، استخدام کند. در آزمون های بیشتر، متوجه می شویم که این اثر برای شرکت های دارای حاکمیت شرکتی ضعیف قویتر است، اما نمی دانیم که آیا تصویر قانون SOX تاثیر معنادار و بسزایی بر این رفتار داشته است یا خیر. علت معلول معکوس و درونزادی، مسائل مهمی هستند که پژوهشگر را از انجام استنباطهای علت معلول قوی در مطالعات تجربی در مورد اقتصاد مالی، ممانعت می کند. با اینکه مقاله ما کاملاً از این نگرانی ها و مسائل مبرا نیست، اما بر این باوریم که محیط موسساتی ما و گزینه های روش تحقیق، آنها را به میزان زیادی کاهش و تسکین می دهد. اول اینکه، هنگامی که ما مزایای UI را در سطح ایالتی استخراج می کنیم، این احتمال وجود ندارد که علت معلول معکوس، نتایج ما را تبیین کنند، زیرا تصور کردن وضعیتی که مزایای UI سطح ایالتی بوسیله هموارسازی درآمد سطح ایالتی تحت تاثیر قرار گیرند، دشوار است. دوم اینکه، درحالی که از لحاظ مفهومی درک عوامل اقتصادی گسترده تر که بر هر دوی مزایای UI و رفتار هموارسازی درآمد شرکت ها تاثیر می گذارند، امکان پذیر است، و در نتیجه نگرانی ها در مورد متغیرهای همبسته قلم افتاده را افزایش می دهد، اما در عمل، بنظر می رسد که تغییرات در مزایای UI بوسیله ملاحظات سیاسی بیش از اقتصادهای ضمنی آن، هدایت می شوند.

۰

مقالات

این مطالعه موردی، مسائل حسابداری اخلاقی که اغلب تخصص حسابداری با آنها مواجه می شود را با استفاده از فعالیت های گروه سرمایه گذاری WWM, Inc را مورد بررسی قرار می دهد. براساس اقدامات اشخاص حقیقی و شرکتهایشان، WWM, Inc به کسب و کارهای دچار مشکل مالی کمک می کند تا از موسسات مالی از طریق یک «طرح دارایی اهرمی»، که وثیقه های لازم برای وام ها را فراهم می کند، وام دریافت کنند. شما، با اقدام به عنوان یکی از اعضای هیئت نظارتی حسابداری، شرایط محیط بر این شرکت را از چندین جنبه اخلاقی و آیین های رفتاری حرفه ای، بررسی خواهید کرد. هدف این مطالعه مورد (1) افزایش درک در مورد چهارچوب های اخلاقی و آیین های رفتاری تخصصی و (2) یادگیری نحوه بکار گیری این چهارچوب های اخلاقی برای تصمیم گیری می باشد. مطالعه موردی: دیل پرز، یک شغل موفق (به عنوان یک واسطه سهام) داشته است. دوست بسیار صمیمی وی، جفری جونز نیز یک کسب و کار موفق (به عنوان یک فروشنده) داشته است که می تواند هر چیزی را به هر کس بفروشد. جفری، دیل را قانع کرد تا یک شرکت تجاری مشترک جدید با وی در کمبریج راه اندازی کنند. با هم، گروه سرمایه گذاری کمبریج (به اختصار CIG) را تاسیس کردند که یک شرکت خدمات مالی است که خدمات مشاوره مالی و بانکداری سرمایه گذاری را ارائه می داد. بخصوص اینکه، CIG، برای مشتریان، توصیه های متناسب شده با نیازهای مالی ارائه می داد و در عین حال، یک مجموعه از محصولات مالی نوین که پوشش دهنده محافظه کاری سرمایه ای، تولید درآمد و رشد سرمایه درازمدت هستند، فراهم می کرد. اخیراً، دیل و جفری، پیشنهادهای خدمات به مشتری دیگری را مشخص کرده اند تا کسب و کار خود را گسترش دهند. جفری و دیل، تصمیم گرفتند تا با دوست قدیمی خود، گری اسمیت تماس بگیرند تا بدانند آیا با آنها کار می کند یا خیر. جفری و دیل تصور می کردند که گری شریک عالی ای خواهد بود، زیرا سابقه کاری حسابداری قوی (به عنوان یک حسابدار حرفه ای) داشته است و ارتباط خوبی با جامعه تجاری دارد. گری، در اولین شغل خود، در شرکت های مشترک جهانی، یک شرکت توسعه املاک بین المللی که فرصت های مدیریت پروژه، سرمایه گذاری املاک تجاری و مسکونی و منابع آموزشی برای سرمایه گذاران سراسر جهان فراهم می کرد، کار می کرد. مسئولیت گری کمک به مشتریان شرکت مشترک جهانی (گلوبال ونچر) در تضمین و رسیدگی وام ها جهت تسهیل سرمایه گذاری املاک بود. اکثر وام های مشتریانش از طریق بانک تجارت پردازش شدند- جایی که گری در آنجا روابط تجاری قوی در طی این سالها، برای خود ایجاد کرده بود».

۰